فهرست
افتضاح بزرگ ایکاردی/ چرا اینتر باید از کاپیتانش محافظت کند
افتضاح بزرگ ایکاردی/ چرا اینتر باید از کاپیتانش محافظت کند

افتضاح بزرگ ایکاردی/ چرا اینتر باید از کاپیتانش محافظت کند

آی‌اسپورت – وقتی طرفداران بازیکنی با بنری که رویش نوشته دلقک و آشغال بهش خوش‌آمد بگویند معلوم است که گند بزرگی زده. مائورو ایکاردی، مهاجمِ اینتر، حتی پیش از شروع داستان رمانتیکش با واندا نرا هم زندگیِ پر سر و صدا و جنجالی‌ای داشت. اما یکشنبه با انتشار کتاب اتوبیوگرافیِ ایکاردی این جنجال‌ها رنگِ تازه‌ای به خودشان گرفتند، جایی که او به شکلی باورنکردنی به اولتراها (هواداران دو آتیشه‌یِ اینتر) حمله می‌کند.

از کجا شروع کنیم؟

اگر قرار است از هواداران تیمِ خودتان انتقاد کنید استفاده از داستانی که هیچکس به خاطر نمی‌آورد و اولتراها کلا ادعا می‌کنند ساختگی است، چندان ایده‌یِ خوبی به نظر نمی‌رسد. این داستان به فوریه‌یِ 2015 و شکست مقابل ساسوئولو بر می‌گردد، وقتی ایکاردی پیراهنش را در می‌آورد و به پسر بچه‌ای یادگاری می‌دهد، اما یکی از اولتراها پیراهن را از پسرک می‌گیرد و پاره می‌کند و به سمت خود ایکاردی پرتاب می‌کند. پسر بچه می‌زند زیرِ گریه و ایکاردی قاطی می‌کند.

اولتراها می‌گویند این اتفاق هرگز رخ نداد. تصاویر تلویزیونی از فریاد کشیدن ایکاردی سر هواداران و پرت کردن پیراهنش وجود دارد، اما خبری از پسر بچه نیست. بعد از انتشار کتاب و جنجال‌هایی که به پا شد ایکاردی عذرخواهی کرد و گفت این داستان را جوری که به یاد داشته تعریف کرده. با این حساب شاید ایکاردی اصلا نسخه‌ای دیگر از کلِ زندگی‌اش به خاطر داشته باشد، نسخه‌ای که در آن به قدری عنوان و قهرمانی به دست آورده که لازم دیده در 23 سالگی زندگی‌نامه بنویسد.

بخشِ دیگری از کتاب به توصیف واکنش دیگر بازیکنان اینتر در رختکن، بعد از برخوردِ ایکاردی با اولتراها می‌پردازد. به ادعای ایکاردی هم‌تیمی‌هایش از او به عنوان یک قهرمان یاد کردند، اما بر اساس گزارش دیروزِ گاتزتا دلو اسپورت، بیش از یک بازیکن اینتر این داستان را جور دیگر به یاد می‌آورد.

نسخه‌یِ روایت شده توسط ایکاردی این‌گونه است; بعد از اینکه او ناراحت به رختکن بر می‌گردد، مسئولین باشگاه نگران امنیتش بودند اما: «من حاضرم یکی یکی به خدمتشون برسم. انگار آن‌ها خبر ندارند من در یکی از خطرناک‌ترین محله‌هایِ آمریکای جنوبی بزرگ شدم، جایی که مردم در خیابان‌ها کشته می‌شوند! اولتراها چندتا هستند؟ پنجاه‌تا؟ صدتا؟ اصلا دویست‌تا؟ باشه. برید بهشان بگویید، و می‌خواهم این حرفم را ضبط کنید، من صدتا تبهکار از آرژانتین می‌آورم و آن‌ها همشان را در آن واحد می‌کشند! بعد با هم صحبت می‌کنیم...»

مطمئن نیستم در زندگی واقعی چه جور آدمی اینطور حرف می‌زند، و مهمتر اینکه چه جور آدمی همچین چیزهایی را درباره‌یِ هواداران خودش، وقتی هنوز در باشگاه است می‎نویسد. در ضمن خاطرات خیالیِ ایکاردی به همان پسر بچه ختم نمی‌شود. ایکاردی در منطقه‌یِ خطرناکی در آمریکای جنوبی "بزرگ نشده"، مگر اینکه منظورش قبل از نه سالگی باشد، وقتی با خانواده‌اش از روزاریو به جزایر قناری مهاجرت در اسپانیا کردند.

شاید، فقط شاید، بیان همچین حرف‌هایی را در یک لحظه عصبانیت شدید می‌توان درک کرد. آما چه جور آدمی 18 ماه بعد این حرف‌ها را چاپ می‌کند؟

نکته‌ای که در این میان بیش از همه تعجب‌برانگیز است تنها رها کردنِ یکی از بهترین مهاجمینِ جهان (بازیکنی که پول زیادی رویش سرمایه‌گذاری شده) به حال خودش برای گرفتن تصمیماتی از این دست است. واقعا هیچکس، دوستی، ایجنتی، وکیلی، خودِ واندا، دور و بر ایکاردی نبود که بهش بگوید چاپ کردن چنین حرف‌هایی فکرِ بسیار، بسیار بدی است؟

اینتر هم در این میان بدون تقصیر نیست. باشگاه از اینکه ایکاردی مشغول نوشتن یک کتاب است خبر داشت و می‌دانست که او سابقه‌یِ تصمیم‌گیری‌هایِ بد کم ندارد. برای همین حداقل یکی از مسئولین باشگاه باید به ایکاردی می‌گفت: «هی مائورو به خاطر خودت و به خاطر باشگاه می‌خوای قبل از چاپ کتابتو بده یه نگاهی بهش بندازیم.»

اینتر دیروز بیانه‌ای منتشر کرد مبنی بر جریمه شدن ایکاردی به خاطر پا گذاشتن روی قوانین داخلی باشگاه. خود ایکاردی هم در عذرخواهی‌ای گفت «حرف‌هایش عجولانه نوشته شده» و «لحنش در کتاب درست در نیامده» و متاسف است که «هواداران اینتر قاطیِ این داستان شدند.»

اولتراها در جواب اعلام کرده‌اند به سه شرط حاضرند ایکاردی را ببخشند. اول اینکه یک عذرخواهی رسمی و بلندتر ازشان بکند. دوم جلوی پخش و فروش کتابش را بگیرد. و سوم اینکه دیگر بازوبند کاپیتانی اینتر را دیگر نبندد. این‌ها خواسته‌های غیرمنطقی‌ای نیستند، اما اینتر نباید فراموش کند که ایکاردی برای باشگاه کار می‌کند، نه برای اولتراها.

مثل تمام هواداران دیگر اولتراها هم نقشِ خودشان را بازی می‌کنند، اما این نقش تاثیر گذاشتن روی سیاست‌های باشگاه است، نه دیکته کردن آن‌ها. کتابِ ایکاردی جمع نخواهد شد، ولی در چاپ‌های بعدی این بخش از آن حذف خواهد شد. اینتر هنوز درباره‌یِ مسئله‌یِ کاپیتانی حرفی نزده و با اینکه خیلی از مطبوعات ایتالیا باور به کاپیتان باقی ماندنِ ایکاردی دارند، این تصمیم نهایتا باید فقط و فقط از سوی یک نفر گرفته شود؛ فرانک دی بوئر.

اینتر در شرایطی که پیش آمده باید به ایکاردی به دیدِ یک سرمایه نگاه کند و ازش محافظت کند. همزمان باشگاه باید به هوادارانش هم احترام بگذارد، به خصوص هوادارانی که در این سال‌های سخت همیشه پشت تیمشان بوده‌اند. انجام این دو کار با هم اصلا ساده نیست.

و اما درباره‌یِ ایکاردی. باید امیدوار باشیم او از این توهماتش زودتر بیدار شود. ایکاردی تنها 23 ساله است، اما در ضمن یک پدر و یک فوتبالیست حرفه‌ای هم هست. پس اگر خودش نمی‌تواند برای زندگیش تصمیمات درست بگیرد، حداقل باید از یکی بخواهد این نقش را برایش بازی کند.

مطلب مرتبط
روی جلد اتوبیوگرافیِ مائورو ایکادری نوشته: «گل‌ها، پیروزی‌ها، موفقیت‌ها. کاپیتان اینتر برای اولین بار از خودش روایت می‌کند» دقیقا کدوم موفقیت‌ها؟ فقط یک بار کاپوکانونیره شدن و یک بار قرار گرفتن در تیم منتخب فصل سری آ؟! میشه تصور کرد مکسی لوپز روزها، هفته‌ها و شاید ماه‌ها به فکر طرحی برای انتقام از ایکاردی بوده و بعد از اینکه کتاب را دیده و تورقی کرده لبخندی از رضایت زده و با خودش گفته «خلایق هر چه لایق واندا!»
۳۷ ۲  

۱۶ ۳  
آی اسپورت
2016-10-18 12:26:00
نظر دهید
۳ نظر
برزو
سه شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۱۳:۳۸
من حيثِ المجموع اينتر تيم خوبي براى ستاره شدن نيست. اينتر يه تيميه مث فيورنتينا! ايكاردي اگه خوب بود ميرفت رئال يا بارسا
مهرداد
چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۵، ۱۹:۵۵
لیگ ایتالیا بسیار کسالت بار شده. اینکه رم و ناپولی به جمع مدعیان پیوستند به تنهایی نکته مثبتیه ولی به لحاظ شخصیت تنها تیم هایی مثل میلان و اینتر میتونند سلطنت یوونتوس رو به چالش بکشند.که متاسفانه وضعیت اسفناکی دارند. این برای یه لیگ خوب نیس که هوادارای یوونتوس الان فقط به فکر قهرمانی سی ال هستن و دیگه اسکودتو براشون تکراری شده. اصن همین که بعد از خاویر زانتی افسانه ای باید ایکاردی در 23 سالگی کاپیتان اینتر بشه نشون میده که باشگاه اصالت خودش رو از دست داده. ظاهرا دیگه حضور طولانی مدت بازیکنا در اینتر براشون جذاب نیس و این باشگاه شده سکوی پرتاب. راه حل بازگشت به افتخارات برای تیم هایی نظیر اینتر زیاد پیچیده نیست. یه مربی خوب، پرورش استعدادهای جوون و حفظ طولانی مدت اونها. و البته خرید حداقل یک ستاره در هر فصل.کاری که ونگر داره انجام میده و دیر یا زود قهرمانی لیگ برتر رو به دست میاره.
۱
برزو
پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۵۳
ميلان كه به خاطر لجبازي برلوسكوني به اين روز افتاده! وقتي گفت به هيچ وجه ميلان رو به عرب ها نميفروشم! الان اگه رييس من سيتي يا پي اس جي به جاي اينكه يه تيم غيرمطرح كه در سطح جهان خيلي طرفدار نداره بخرند ميلان رو خريده بودند (كه البته از خداشونم بود بخرند) مطمئن باش الان مسي و رونالدو تو ميلان بازي ميكردند.
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر