فهرست
... و ناگهان محمود فکری!
... و ناگهان محمود فکری!

... و ناگهان محمود فکری!

آی اسپورت - سرعت تحولات در فوتبال ایران، سرگیجه‌آور است. یک جوان شیفته فوتبال را تصور کنید که در آذرماه ۹۸ در اثر سانحه‌ای به کما رفته باشد و در نیمه مهرماه ۹۹ به هوش آمده باشد. حالا به او بگویید «محمود فکری، سرمربی جدید استقلال است». باور کردن آن، اگر غیرممکن نباشد، بسیار بسیار دشوار است.

 در پاییز ۹۸ که استقلال با استراماچونی به صدر جدول حمله کرده بود، محمود فکری با آلومینیوم اراک رویای صعود به لیگ برتر را در سر می‌پروراند. رویایی که عاقبت نه با فکری که با رسول خطیبی تعبیر شد. در بهمن ۹۸ استقلال با فرهاد مجیدی یکی از شیرین‌ترین پیروزی‌های فصل را در قطر رقم زد و الغرافه را در مرحله پلی آف لیگ قهرمانان آسیا با 5 گل درهم کوبید. این تقریباً مقارن با همان روزهایی است که محمود فکری به عنوان مربی خوشه طلایی ساوه بر سر «جادوگر داشتن و نداشتن» با رایکای بابل درگیر شده بود. در بیانیه تند و تیزی که رایکا در همان روزها صادر کرده بود، درباره محمود فکری نوشته شده بود: «در انزلی هواداران ملوان چرا باید وی را کتک بزنند؟ هواداران آلومینیوم چرا باید از خجالت سرمربی سابق خود درآیند؟ مردم مسجدسلیمان چرا باید سایه شما را با تیر بزنند؟ پس شما یک مشکلی دارید که همه علیه شما هستند.»

 بابلی‌ها البته اشتباه می‌کردند! کسی علیه مربی آن روزهای خوشه‌طلایی نبود و خیلی زود چرخ گردون سرنوشت محمود فکری را تغییر داد. روزهای طلایی فکری دقیقاً از دو هفته بعد شروع شد؛ از روزی که رضا مهاجری از نیمکت نساجی کناره‌گیری کرد و فکری ۵۱ ساله برای اولین بار به نیمکت یک تیم لیگ برتری رسید. در فوتبالی که میانگین سنی مربیان شاغل در لیگ برتر به زیر ۴۵ سال رسیده، شاید۵۱  سالگی ورودی دیرهنگام تلقی شود. کاپیتان سابق استقلال، مربیگری را دیر شروع نکرد. اتفاقاً او بلافاصله بعد از آویختن کفش‌ها وارد عرصه مربیگری شد اما بعد از سال‌ها دستیاری امیر قلعه نویی و صمد مرفاوی، به عنوان سرمربی تیم‌های لیگ آزادگان تثبیت شده بود. فکری در دسته پایین‌تر، از قائمشهر و مسجدسلیمان تا بوشهر و پاکدشت و از آنجا تا اراک و ساوه را دور زده بود و در اسفند ۹۸ نوبت به آن رسیده بود که حضور در لیگ برتر را هم به کارنامه‌اش اضافه کند.

 نساجی با فکری، یکی از موفق‌ترین‌های لیگ بعد از وقفه کرونایی بود. نساجی در این مقطع تراکتور، سپاهان و فولاد را شکست داد و به پرسپولیس و استقلال نباخت. این بهترین نتیجه ممکن برای تیمی بود که در اواخر دوران مهاجری، به منطقه سقوط نزدیک شده بود و همین نتایج کافی بود تا قائمشهری‌ها با رتبه یک رقمی لیگ نوزدهم را به پایان برسانند اما حتی با پایان لیگ هم کسی تصور نمی‌کرد چند اتفاق دست به دست هم بدهد و محمود فکری تبدیل به گزینه استقلال در لیگ بیستم شود. حتی خود او هم چنین تصوری نداشت که اگر داشت در مصاحبه مطبوعاتی پایان بازی با استقلال نمی‌گفت: «مایلم زمانی سرمربی استقلال شوم که تجربه کافی را کسب کرده باشم». فکری از ۲ مرداد که به طعنه فرهاد مجیدی را به بی‌تجربگی متهم کرد، فقط ۴ بار دیگر لیگ برتر را تجربه کرد و حالا با ۱۰ بار حضور روی نیمکت نساجی، تازه‌ترین انتخاب استقلال برای مربیگری است. طعنه آمیز اینکه فکری بعد از امیر قلعه‌نویی، دومین مربی مسن لیگ است اما عدد مربیگری او در لیگ برتر، نصف فرهاد مجیدی هم نیست! به تعبیری، این یک انتخاب اجباری برای استقلال بود چرا که عملاً گزینه دیگری وجود نداشت.

 اگر استراماچونی راضی به بازگشت می‌شد، اگر فرهاد مجیدی قهر نمی‌کرد، اگر الکس نوری کمی تخفیف می‌داد و از همه مهم‌تر اگر قانون ممنوعیت استخدام مربی خارجی تصویب نمی‌شد، حتی اگر سیدمحمد میری با دو شوت عجیب و غریب دروازه سیدحسین حسینی و پیام نیازمند را فرو نمی‌ریخت، احتمالاً محمود فکری برای رسیدن به نیمکت استقلال باید بیشتر صبر می‌کرد اما فوتبال ایران است دیگر! سرعت تحولات در آن، سرسام‌آور است.

 

ایران ورزشی 

۶    
آی اسپورت
2020-10-07 01:22:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر