فهرست
شبحی به نام کره!
شبحی به نام کره!

شبحی به نام کره!

آی اسپورت- «پیروزی‌ای در کار نبود، زیرا رفتنی در میدان نبود»/ این جمله متعلق به «یواخیم فست» نویسنده کتاب «فوت کرد» است و بسیار مناسب برای شروع تحلیل مسابقه ایران و کره جنوبی.

به هیچ وجه قصد تخفیف ارزش پیروزی تیم ملی، زحمات بازیکنان و کادر فنی را ندارم. اما وقتی چیزی را می‌نویسم و یا درباره‌اش صحبت می‌کنم واژه‌ای مرتباً در ذهنم تکرار می‌شود که نامش تعهد است. با احترام به این کلمه و پای‌بندی به آن، معلمی برایم مفهوم پیدا می‌کند.

البته این دیدگاهی شخصی است که احتمالا خوانندگان با مرور این نوشته می‌توانند موافق آن  نباشند. تحلیل این مطلب در زمان مناسبی اتفاق می‌افتد. مسابقه به پایان رسیده و تا بازی بعدی در مقابل سوریه در آبان، یک‌ماه زمان باقی است. این تحلیلی علیه تیم ملی نیست. این نگرشی برخاسته از واقعیت‌های ما و حریف دیرینه‌مان هست. ۲۰ بازی در برابر کره جنوبی در طی دهه‌های مختلف مرا متقاعد می‌کند که این ضعیف‌ترین کره‌ای بود که تابحال شاهدش بوده‌ام. دیدارهای ما با این تیم، همیشه در یک فضای فوتبالی پرهیجان و استرس‌زا و بدون تنش‌های روانی برگزار می‌شد. همان تنش‌هایی که معمولا با تیم‌های عربی داشته و داریم و ابعاد گسترده‌ای فراتر از یک مسابقه ورزشی دارد. اما در راه جام جهانی ۲۰۱۴ جنگ‌های روانی هم وارد مباحث فوتبالی شد. آنجایی که سرمربی وقت تیم ملی کره با عبور از نزاکت ورزشی طی یک گفتگو تیم خودشان و ازبکستان را شایسته حضور در جام جهانی دانست و به ایرانی‌ها پیام داد که باید از پای تلویزیون به همراه تیم ملی‌شان مسابقات جام جهانی برزیل را تماشا کنند. مشت گره‌کرده‌ی کی‌روش در مسابقه برگشت در اولسان کره جنوبی به نیمکت این تیم تبعاتی داشت که دامنه‌اش تاکنون ادامه دارد تا جایی که ” کو” هم‌بازی دژاگه در ولسبورگ در یک مصاحبه تند آمیخته به دروغ و درشت‌نمایی با نشریه بیلد آلمان شدیداً به ایران و ایرانی تاخت و اولی اشتلیکه سرمربی این تیم در پاسخ به گلایه ایرانی‌ها اظهار داشت :« ما در کره در یک فضای دموکراتیک زندگی می‌کنیم و هر کسی حق دارد نظر خودش را بیان کند.»

در حالی‌که دروغ، تهمت، سیاه‌نمایی، هیچ سنخیتی با دموکراسی ندارد. شاید هم به نظر آقای اشتلیکه فضای دموکراتیک در تعارض با منافعمان چنین مفهومی داشته باشد. اما برگردیم به فضای مسابقه، جایی که ورزشگاه آزادی برای هر تیمی از جمله همین کره جنوبی هراس‌انگیز است. در فوتبال مبتنی بر قواهد آکادمیک، قبل از هر مسابقه سه مرحله وجود دارد که ارکان سه‌گانه است، معادل اصطلاح سینمایی تریلوژی که ارتباط مستقیمی با هم دارند و عبارتند از تحلیل و آنالیز، طراحی و مهندسی تمرینات و اجرا.

در بخش نخست آقای کی‌روش علاوه بر تکیه بر گروه آنالیز خود و مشاهده تصویری فیلم‌های حریف؛مارکار آقاجانیان را برای دیدار کره و قطر به سئول فرستاد و از مشاهدات عینی او و آورده‌هایش از این سفر استفاده کرد و به همین منظور با استفاده از پشتوانه میزبانی، تغییر تاکتیک داد و سه بازیکن دیگر را در مقایسه با ترکیب مسابقه با ازبکستان به میدان فرستاد. این تاکتیک چه بود؟ او برای استفاده از فضاهای کناری و حضور در کانال‌های طولی زمین از دو بازیکن با ویژگی‌های این پست استفاده کرد. وحید امیری و علیرضا جهان‌بخش ـ که این دومی، یکی از سه تغییر بود ـ به عنوان بال‌های کناری انتخاب شدند که هم قدرت عبور از حریف را دارند و هم می‌توانند حریف مستقیم را دور بزنند و به ارسال برسند و از سویی اشتلیکه را هم مجبور کرد که شماره‌های ۳ و ۲۰ را که مدافعین کناری بودند در حالت ایستا قرار بدهد و آنها نتوانند در قالب پیستون‌های رونده در هنگام حمله به تیم ایران فشار بیاورند و تغییر دوم حضور سردار آزمون به عنوان مهاجم هدف به جای رضا قوچان‌نژاد بود که تدابیر مؤثر افتاد و ارسال رامین رضاییان از فضای کناری حریف، گل آزمون را در برداشت و سرانجام تغییر سوم. یعنی حضور دژاگه در میانه میدان به افزایش توان تیم ایران در حفظ توپ و کاهش فشار حریف که در بازی با ازبکستان به طرز فزاینده‌ای ما را تهدید می‌کرد، منجر شد.

متأسفانه در هر دو دیدار ما آمارهای مالکیت توپ را نداشتیم، اما با تماشای هر دو مسابقه بدون تردید تملک توپ از سوی ما قابل مقایسه با بازی مقابل ازبکستان نبود.

این از تلفیق دو عامل بوجود آمد. تغییرات تاکتیکی ما و ضعف حریف که ما حتی سرعت ژنتیکی آنها را هم شاهد نبودیم. کره‌ای‌ها به دلیل ۸ بار حضور در جام جهانی در آسیا رکورددار هستند، اگر به همین شیوه بازی کنند مطمئنا نهمین حضورشان در روسیه نخواهد بود. مهم‌ترین نقطه ضعف آنها در دفاع است. جایی که طی ۴ بازی ۵ گل دریافت داشته‌اند. این خط باید ترمیم شود. آیا اولی اشتلیکه بازیکن بزرگ دهه ۸۰ آلمان‌ها و مربی متوسط این روزها می‌تواند این پاشنه آشیل را بپوشاند؟

در آلمان بعضی بازیکنان بزرگ با ویترینی از افتخارات جهانی هرگز نتوانسته‌اند مربی بزرگی شوند. می‌توانیم به این اسامی اشاره کنیم. هورست هوربش،لوتار ماتیوس، پیر لیت باسکی و اولی اشتلیکه که در این گروه قرار دارند. اما تیم ایران تحت اندیشه‌های کی‌روش به همان فوتبال اقتصادی بسنده کرد در حالی‌که کره‌ای‌ها پتانسیل دریافت گل‌های بیشتری را هم داشتند. پیروزی همواره سلاح برنده‌ای است در دستان مربی که می‌تواند با آن مخالفان خود را ساکت نگه دارد و شغل خود را حفظ کند و در هنگام تمدید قرارداد با تکیه با آن درخواست افزایش مبلغ قرارداد خود را داشته باشد. بدیهی است ۱۰ امتیاز از چهار بازی ایده‌آل است در حالی‌که هنوز یک بازی دیگر از مسابقات دور رفت در برابر سوریه باقی مانده است. بعد از آن ما تا فروردین ۹۶ فرصت بازنگری ترمیم نقاط قوت و ضعف خود را خواهیم داشت. حضور در جام جهانی برای هر کشوری اسباب افتخار است و لو اینکه ۴ بار حضور داشته باشی و در پایان همان دور اول به خانه برگردی.

این بازگشت یک جبر است و جدول به تو می‌فهماند که دیگر جایی برای ماندنت وجود ندارد. پایانی در کار نیست فقط تویی که حذف شده‌ای. این گفتگویی بدون کلام است و خود می‌دانی که مسافر کشورت شده‌ای آنهم خیلی زود. این بخشی از بازندگی است. اما زمانی یک بازنده تمام عیار تبدیل می‌شوی که هیچ درسی از این آوردگاه نگرفته باشی. ۱۵ تیم دیگر هم در همان مرحله گروهی به خانه برمی‌گردند. بعضی با اندوخته و بعضی‌ها دست خالی. فوتبال ایران برای موفقیت‌های پایدار کاری نکرده و نمی‌کند. پیروزی‌های مقطعی گاهی اوقات نصیبمان می‌شود.

تلاش می‌شود تا به جامعه القا شود که قله‌ی فوتبال، جام جهانی است و در پرتو رسیدن به آن ضعف‌های خود را پوشش می‌دهیم. ضعف‌های ساختاری همچون ناکارآمدی مدیریتی، نداشتن برنامه‌ی جامع منطبق با برنامه‌های فیفا و AFC، عدم توجه لازم به تیم‌های پایه، حرکت به سوی فوتبال برنامه‌محور، دوری از فوتبال لمپنیزم، پرهیز از فوتبال نتیجه‌گرا که این دومی حاصلش توسعه و گسترش ماکیاولیزم در فوتبال ملی است و خیلی از ارزش‌ها را قربانی می‌کند.

زمانی‌که به سطور پایانی رسیدم، دوستی بخشی از آمارهای بازی را برایم ارسال کرد که نسبت مالکیت توپ ۵۲ به ۴۸ به سود ما بود و متنی را اضافه کرد که بدون هیچ دخل و تصرفی در این‌جا می‌آوردم: «آیا می‌دانستید برای اولین‌بار است که تیم ملی کره در ۹۰ دقیقه حتی یک شوت در چهارچوب دروازه هم نزده. سهم آنان در کل بازی فقط یک شوت به سمت تماشاگران بود.»

امیدوارم باقیمانده‌ی راه را هم به خوبی طی کنیم. رسیدن به روسیه قله فوتبال نیست. اما شادی مردم را در پی دارد و خب بعضی چیزها هم که گفتنی نیست!.. به قول حافظ: «گفتا نه گفتنی‌ست سخن گر چه محرمی. درکش زبان و پرده نگه‌دار و …..»

فرهنگستان فوتبال

۵ ۱۶  
آی اسپورت
2016-10-16 18:06:00
نظر دهید
۱۶ نظر
احسان
يكشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۱۸:۲۳
چی شده؟
۲ ۱
برزو
دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۷
آبشو گرفتند چِلو شده
۱
mehrdad
يكشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۱۸:۲۵
همیشه برای گرفتن انتقام زدن یک مشت تو صورت حریف کافی نیست....
۳
میم
يكشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۱۸:۴۹
جناب حاج رضایی هنوز از موضع بالا با مخاطبینی که صدقه سر رسانه میلی پیدا کرده اند حرف می زنند. نقد اگر نقد باشد باید دقیق، روشن، شفاف و مبتنی بر فکتهای فوتبالی باشد مثل نقد مستدل و زیبای مهدی طاهرخانی که آی اسپورت منتشر کرده بود وگرنه دوران مخلوط کردن کلماتی قلمبه سلمبه و فکت آوردن از جامعه شناسی و سینما و ... و در پایان قیافه پیران همه چیز دان را گرفتن و تنه به حافظ زدن و اینکه چیزهایی می دانم و نمی گویم خیلی وقت است که گذشته است آقای حاجی رضایی...
۹
امین
يكشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۱۹:۰۷
الان دوستان میان و شروع می‌کنن به دفاع از ‌کی‌روش،آمارهای بردش ، سرمربی‌گریش تو رئال و پرتغال و بعد هم مقایسه‌اش با مایلی و قطبی و دایی و قلعه‌نویی، که اگه اینا باشن خوبه؟!!!


حیف که اینقد مبتذل و با عینک بدبینی به مخالف و منتقد کی‌روش نگاه می‌کنین،که هرکی در این موضع قرار‌ می‌گیره ،بعد از چندکلام اول، باقیِ بحث رو به خودتون واگذار می‌کنه که‌خود گویید و خود مرد هنرمندید...

کی‌روش فقط باعث شد سطح توقعمون از فوتبال ملی رو تا جایی که اون تعریف می‌کنه پایین بیاریم،تا بعد از اون هر اتفاقی،هر بُردی،تنها و تنها ناشی از حضور کی‌روش باشه و بس.

ما که حتی از قهرمان نشدن تیم برانکو،یا‌حذف شدن تیم‌قلعه‌نویی تو ضربات پنالتی مقابل کره،جلسه بحران تشکیل می‌دادیم و فحش بود که به برعرضگی آقایون میدادیم،حالا با نباختن به‌عراق در جریان بازی چون ۱۰ نفره‌بودیم،بر طبل شادانه می‌کوبیم.

خوش به حالمون که اینقد خوبیم.
۹ ۱
برزو
يكشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۲۲:۰۹
برو خدا رو شكر كن كه كنار من نيستي وگرنه بعد از خوندن كامنتت يه مشت ميزدم تو سرت و نفله ات ميكردم. قطر و بحرين و امارات رو شكست داديم تو مرحله ي گروهي و مخصوصاً شكست دادن امارات(تيم سوم جام) با عمر عبدالرحمن خيلي چسبيد. همون اماراتي كه در ادامه ژاپن رو حذف كرد. نيمه ي اول بازي با عراق ده نفره شديم و نزديك 100 دقيقه ده نفره با تيم قهرمان سال 2007 بازي كرديم. دقايق پاياني دو بار گل خورديم و جبران كرديم. تو پنالتي ها باختيم و برگشتيم. بازيكنا هم وسط زمين همديگه رو كتك نزدند(بداوي و رضايي2007) كسي هم بعدِ تعويض به ساك پزشك تيم لگد نزد(كريمي 2006) كسي هم ادعا نكرد بازيكنا تو چشاش نگاه ميكردند و بهش پاس نميدادن(دايي 2006). كلا فيفا هم هيچي حاليش نيست كه الان با 800 و خرده اي امتياز و با اختلاف تيم اول رنكينگ اسياييم و تو جهان هم 27اُم! تا قبل از اينكه كيروش بياد زنگ تفريح كره جنوبي بوديم غير از مسابقه ي بسكتبال سال 96 و 2004 (كه اين دو برد به خاطر خلاقيت فردي دايي و كريمي بوده نه به خاطر تاكتيك ناب سرمربي وقت تيم ملي) ولي حالا كه طي يه بازي هماهنگ و برنامه ريزي شده 4 بازيه داريم ميبريمشون و حتي تو همين بازي آخر يه موقعيت هم بهشون نداديم كيروش مقصره! دو نفر هستند تو اين دنيا كه خيلي خوب اند! يكي تو توي كامنت نوشتن يكي هم تاپالوويچ تو مربيگري. عاره داداچ
پارسا
يكشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۲۰:۰۱
واقعا این متن نشان دهنده ی یک پرش فکر اساسی است .
تقریبا هیچ مبحثی را تا انتها مطرح نکرد . برای هیچ کدام از ادعاهای خودش دلیل و استناد واقعی نیاورد . از یک شاخ به شاخ دیگر پرید . آیا نقد کردن همینقدر شلخته وار ممکنه ؟ باور کنید خیلی از کامنتهای طرفدارها منسجم تر و دقیق تر و منطبق تر هست با واقعیات آماری و تحلیلی .
فرهاد
يكشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۲۰:۴۹
اميدوارم جناب اقاى حاج رضايى و عزيزان همفكر و همسو با ديدگاه طرح شده توسط ايشان براى سؤال و تناقض رخداده براى اينجانب پاسخى صريح و شفاف داشته باشند:
" دقيقاً تا قبل از رويارويى اخير ايران و كره تمامى عزيزان يادشده در كليه اظهارات ، تحليل ها و نظرات كارشناسى خويش با رسانه ها - كه مستنداتش با جستجويى ساده و در شمارگانى وسيع قابل دسترس است - قاطعانه إبراز ميداشتند فوتبال دو كشور كره و ژاپن در نتيجه همين مقدمات و برنامه ريزى هايى كه در مقاله فوق مورد اشاره قرار گرفته به شكلى فاحش از سطح فوتبال اسيا فاصله گرفته و در تمامى سطوح سنى خويش را از اسيا متمايز نموده اند و بايد حساب دو كشور مذكور را از اسيا جدا نمود..." ضمن اينكه مسابقات تداركاتى ماقيل شروع رقابت هاى جام جهانى تيم كره كه جملگى با تيم هاى مطرح جهانى و با نتايجى غرورانگيز براى تيم كره بوده بيشتر ما را دچار خوف مى نموده به نحوى كه همواره در مقام قياس براى ضعف ها و كاستى ها ى خويش تأسف مى خورديم...
حال همه اظهارات و قضاوت هاى از جنس فوق كه در ساليان اخير بيان گرديده و طبعاً در ارشيو رسانه هاى كشورمان به وفور يافت ميشود با سوت پايان اخرين مسابقه فوتبال كشورمان با كره و متعاقب پيروزى تيم ما دفعتاً يكصدوهشتاد درجه تغيير نموده ؟! حقيقتاً حكايتى است بس عجيب و شگفت!!
امین
يكشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۲۲:۰۱
همین الانم کره و ژاپن و استرالیا قوی‌ترین فوتبال آسیا رو‌ دارن چه باشگاهی،چه ملی.اما وقتی کُره مقابل سوریه به تساوی رسیده،یا جلوی چین‌ و قطر به‌زحمت پیروز شده،بیشتر باید ضعفش رو در نظر داشت،تا قدرت تیم‌های رقیبش رو.حالا به هر دلیلی کُره دور از آمادگیه.

البته میشه هم‌ بگیم کُره ضعیف نیست،هنوزم‌ همون تیمه،ولی سوریه بخاطر آرامش اقتصادی فرهنگی،ورزشیش،فوتبالش رسیده سطح اول آسیا.
۵
برزو
يكشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۲۲:۲۲
يكي بايد به اقاي حاج رضايي بگه قلم برداشتن و يادداشت نوشتن و انتقاد كردن خيلي راحته اگه شما از لحاظ فني چيزي حاليته برو يه تيم بگير ببينيم چند مرده حلاجي؟ مطمئن باشيد كره ي جنوبي از خداشم هست كيروش سرمربيش بشه هم قراردادش بيشتر ميبود هم امكاناتش! بازي ايران كره در ورزشگاه ازادي قرار بود لغو بشه و سه امتياز رو كره بگيره جريمه اش رو هم بديم! اما بازي با اين همه حواشي برگزار شد كيروش هم به احترام ما تحمل كرد و چيزي نگفت و حتي لباس مشكي هم پوشيد. حضور كارلوس كيروش در اين مقطع زماني در ايران تو تاريخ ثبت ميشه و 20-30 سال ديگه ميفهميم كيروش چه كار بزرگي انجام ميداده و ما قدرش رو نميدونستيم. الان با اختلاف رنك اول اسيا و رنك 27 جهانيم مطمئن باشيد چند سال بعد از رفتن كيروش به هركي اينو بگيم از تعجب شاخ درمياره. تيم برانكو يه تيم احساسي بود كه يه بازي رو 3-0 ميبرد بازي بعدي رو 1-0 ميباخت الان با كيروش مطمئنيم 3 امتياز همه ي بازي ها رو داريم. منتها ما از ثبات متنفريم يه تيم پرنوسان دوست داريم!
۳
فرهاد
دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۳۱
جناب اقاى حاج رضايى عليرغم اصرار جنابعالى كه تيم ملى فعلى فوتبال كره را " ضعيف ترين " تيم دهه هاى اخير اين كشور در بيست نوبت رويارويى با تيم ملّى فوتبال كشورمان توصيف نموده ايد امّا باز هم رجوع به مستندات و واقعيات موجود ( كه ضرورت رويكرد علمى و فارغ از تعصب و دگماتيسم يا تمايلات و علائق جنابعالى يا اينجانب ميباشد ) بيانگر عكس اظهارات جنابعالى و نمونه اى ديگر از تناقض موجود در ارزيابى شماست.. جهت استحضارتان ، آمار بسيار بالا و ناباورانه لژيونرهاى فوتبال كره شاغل در اروپا كه قبل از مقصد نهايى ( يعنى كشور كره جنوبى ) و در توقف فرودگاهى در كشور عربى جنوب خليج فارس براى پيوستن به باشگاه هاى خويش در ليگ هاى اروپايى از كاروان كره جدا و به اروپا عزيمت نمودند به نحوى بوده كه سرمربى المانى تيم و همكارانش در كادر فنى و سرپرستى تيم ملى كره با بازيكنان محدودى به كشور كره مراجعت نمودند . بى شك آمار حال حاضر لژيونرهاى اروپايى فوتبال كره با هيچ مقطع ديگر زمانى تاريخ فوتبال كشور مذكور قابل قياس نيست و دليل يادشده نيز بنوبه خود نقيض و نافى نظرات جنابعالى است ( و با استناد و استفاده از همين مقايسه و اطلاعات چرا از منظر و زاويه اى ديگر به موضوع نمى پردازيد ولو با قيد شايد(!) : " شايد اين تيم ملّى فوتبال ايران است كه قوى تر شده ..." و يا دست كم " تيم ملّى فعلى فوتبال ايران به مراتب با برنامه تر و تاكتيكى تر از ظرفيت هاى خويش استفاده مى نمايد "....
۷ ۱
برزو
دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۳۸
بابا اين كامنتها رو كسي نميخونه شايد نهايتا 3-4 نفر بخونن اينقدر زور نزن ادبي بنويسي يا رو حروف تشديد بذاري و از كلمات قلمبه سلمبه استفاده كني. خودموني باش محاوره اي كامنت بنويس مث همين كامنت من. خودتو اينقدر اذيت نكن
۱
فرهاد
دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۱۵
اقا برزوى عزيز ( دوست ناديده ) توصيه شمارو جهت استفاده از بقولتان ( كلمات غير قلمبه سلمبه و بى خيال شدن نكات املايى و انشايى) ديدم ولى جهت اطلاعتون إحساسم اينه كه اينجور موارد مثل مهمونى رفتن يا حضور در مناسبت هاست ، همونطوريكه طبعاً با پيژامه تو خيابان نميريم يا با شلوار جين و شلوارك تو ضيافت حاضر نميشيم در گفتگو هم ( چه شفاهى و چه كتبى ) با توجه به شأن ،موقعيت اجتماعى، شخصيت و خصوصيات طرف و مخاطب بايد رفتار كرد ( در واقع جسارتاًرعايت اينجور چيزها يه جور رعايت اداب و أدبه) قطعاً شما با دوست صميمى و رفيق گرمابه و گلستانتون تو رفتار و كلام يه جورى و بقولى كاملاً راحتى امّا با فردى تو موقعيت رسمى و همون ابتداى معارفه اگه بزنيم رو كتفش و بگيم " چطورى داداش " شك نكنيد تو سلامت عقلى من نوعى شك خواهند كرد و از همه در زمينه معاشرت نمره مردودى خواهم گرفت ( منطقاً همه ما به اين تفاوت ها قائليم ) ضمناً ، حقيقتاً در جواب جناب حاج رضايى با توجه به شخصيت ، كسوت و أدب گفتارى و نوشتارى ايشان ولو اينكه با ايشان موافق نباشم به خودم اجازه نميدم " شلخته و پياده رويى " - همونطور كه با رفيق فابريكم صحبت ميكنم رفتار كنم و اين رو شرط أدب ميدونم.( مصداق كبوتر با كبوتر ، باز با باز و نيز هر سخن جايى و هرنكته مقامى دارد...) .. در ضمن چه اصراريه كه توقع داريم همه تو قالبى كه ما تعريف ميكنيم فكر، رفتار و زندگى كنند... دست بر قضاء فكر نميكنيد غير طبيعى و غير منطقى باشه در همه فضاها و نزد همه افراد فارغ از محفل و مجلس شادى يا غم و درجه رفاقت و صميميت يا صرفاً در اولين ديدار و اشنايى همه جا و با همه رفتار ، منش و روشى يكسان داشته باشيم؟! بقاعده عدم مراعات اين موارد نه فقط تو ذوق خواهد زد بلكه قطعاً و در صورت تكرار مشكل ساز نيز خواهد شد.... بهر حال خوشحال شدم كه از اين طريق " گفتگويى " با شما داشتم به همين بهانه برايتان سلامتى و در همه زمينه هاى زندگى موفقيت ارزومندم. دست كم يه نقطه مشترك داريم و هردويمان شديداً فوتبال - اين ميوه خوشمزه مدرنيته رو - دوست داريم كه براش وقت و انرژى ميذاريم. خوش باشيد.
۲ ۱
برزو
دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۵، ۱۴:۱۹
زنده باد. سطح سوادتون معلومه بالاست بهتون پيشنهاد ميكنم يه وبلاگ درست كنيد و اونجا يادداشت بنويسيد و اين چشمه ي قريحه و استعداد رو با كامنت گذاشتن در سايتي كه رنك 800 ايران در سايت الكسا رو داره هدر نديد.
امین
دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۵، ۲۲:۲۸
برادر برزو ،خوشحالم که کنار یکی مثل تو نیستم،خدا رو هم شکر می‌کنم که کسایی شبیه تو از کی‌روش دفاع می‌کنن،چون اونوقت انتقاد کردن ازش اسون‌تر میشه.

به جوابایی که به هر انتقادی می‌دین نگاه کنین،هر کامنت مجبورین مطلب متناقضی بگین.یه‌بار رنکینگ فیفا خوبه،یه‌بار بده،یه‌بار مهم بازی خوبه،یه‌بار مهم‌نتیجه‌‌است.یه‌بار مالکیت توپ و‌تعداد پاس نشان‌دهنده کیفیته،یه‌بار تعداد موقعیتی که‌به‌حریف می‌دیم.

ایرادی وارد نیست.دفاع به هر قیمت،همین‌جور شخصیتی هم می‌خواد
۳
فرشته ف
سه شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۷:۱۳
یادم می آید فکر کنم دو هرار و هفت بود که با آقای قلعه نوعی به کره باختیم آن هم تو پنالتیها ؛می گفتند به ضعیف ترین کره باختیم .
آخر این چه استدلالی است کره ی ضعیف هم کره است اما نتوانست حتی به دروازه ی ما نزدیک شود گاهی قدرت یک طرف ؛طرف مقابل را تضعف میکند .اگر در ترازو وزنه ی سنگین بگذاری سمت دیگر ترازو به هوا پرتاب می شود انگار پر کاه ؛ در ضمن فراموش نکنیم بازی اخیر در تاسوعا برگزار شد که بهر حال از شرائط عادی دور بودیم . ولی تیم آنقدر دقیق و عالی کار کرد که به نظر دوستان ، کره ؛ ضعیف ترین کره ی تاریخ بود.
فقط یکبار کره خیلی قوی بود آن هم وقتی بود که شش دو بردیم!!!!!!
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر