فهرست
ستاره خاموش موناکو: زندگی شگفت‌انگیز کامیل
ستاره خاموش موناکو: زندگی شگفت‌انگیز کامیل

ستاره خاموش موناکو: زندگی شگفت‌انگیز کامیل

آی‌اسپورت - امشب دو تا از بهترین مدافعین میانیِ حال حاضر فوتبال جهان، هر دو 29 ساله، تلاش خواهند کرد تا تیم‌هایشان را به یک قدمیِ فینال چمپیونز لیگ برسانند. هر دو مدافع برای رسیدن به جایگاهی که در آن هستند موانعِ زیادی را از پیش رو برداشته‌اند. هر دو مدافع توسط تیم‌هایی بزرگ دست رد به سینه‌شان خورده است. هر دو توسط جامپیرو ونتورا، مربی حال حاضر تیم ملی ایتالیا، در باری احیا شده‌اند و هر دو در یورو 2016 درخشیده‌اند.

همه لئوناردو بونوچی را می‌شناسند، اما کامیل گلیک را نه. پس وقت تصحیح این اشتباه دیگر رسیده، چون داستان زندگیِ گلیک داستانی حقیقتا شگفت‌انگیز است و برایِ همین میکال زیچلارز اسم کتاب زندگی‌نامه‌یِ او را «اهمیتِ کاراکتر» گذاشته است.

این داستان شگفت‌انگیز خیلی زودتر از آنچه خودِ گلیک به یاد بیاورد شروع شد، وقتی کامیلِ دو ساله مبتلا به سپسیس شد و در آستانه‌یِ مرگ قرار گرفت. وقتی والدین کامیل او را به بیمارستان بردند دکتران شانسِ زیادی برایِ زنده ماندش قائل نشدند، اما بهبودیِ سریعِ او باعث شد تا آن‌ها از این اتفاق به عنوانِ یک معجزه یاد کنند. گلیک در ادامه‌یِ مسیر زندگی‌اش به معجزات دیگری هم نیازمند بود.

یاسک گلیک، پدرِ کامیل، یک الکلیِ عصبانی بود و در نهایت هم وقتی کامیل تنها 21 سال داشت به دلیل نوشیدنِ زیاد درگذشت. او به دفعات در خانه به همسرش حمله کرده بود و کامیل هر بار به دفاع از مادرش برخواسته بود و یک بار حتی با پوتینی به سمت پدرش پرتاب کرده بود. به خاطر این شرایط بود که کامیل تلاش می‌کرد هر چه زودتر خانه و محله‌شان را ترک کند، اما باشگاه‌هایِ فوتبالِ محلی شانسی به او ندادند.

از نظر این باشگاه‌ها کامیل کیفیت لازم برایِ فوتبالیست شدن را نداشت. مالک باشگاهِ کراکویا کراکوف از او به عنوان یک ماشینِ اسکودایِ کهنه یاد کرده بود و آزمون‌هایش در باشگاه‌هایِ لژیا ورشو و لچ پوزنان هم بی نتیجه مانده بود. تا اینکه در نهایت گلیک راهیِ تیم اسپانیاییِ هورادادا شد، تیمی که رابطه‌ای نزدیک با آکادمیِ وُدزیسلاو اسلاسکی و شهرت زیادی در به خدمت گرفتن استعدادهایِ جوان لهستانی داشت.

پیشرفتِ گلیک در هورادادا باعث شد تا توجهِ لیورپول و والنسیا جلب شود. اما در نهایت این رئال مادرید بود که او را شکار کرد و به تیمِ سومش که در لیگِ دسته‌یِ چهارم اسپانیا بازی می‌کرد فرستادش. گلیگ در این دوران با دنی پارخو و خوسه ماریا کایخون هم‌بازی بود و گاهی حتی با تیم اول تمرین می‌کرد و بزرگانی چون رائول و کاسیاس را می‌دید.

اما وقتی سالِ 2008 مربیِ رئال مادریدِ سی، خوسه ماریا سالمرون راهیِ آلاوز شد، جانشین‌اش، آنتونیو کارلاویا که ترجیح می‌داد از بازیکنانِ بومی استفاده کند، عذرِ گلیک را خواست و او مجبور به بازگشت به لهستان شد. گلیگ این بار هم در بازگشت به وطنش موردِ توجه تیم‌هایِ مطرح قرار نگرفت و به ناچار به تیمِ پیاست پیوست، تیمی که بعد از نجات از سقوط در روزهایِ پایانیِ فصلِ 2009-2008، یک سال بعد به دسته‌یِ دوم سقوط کرد، با بدترین خط دفاعیِ لیگ.

با این وجود نمایش‌هایِ گلیک در این دوران موردِ توجه پالرمو قرار گرفت، باشگاهی که متخصص کشف استعدادهایِ ناشناخته است. اما انتقال گلیک به جنوبِ ایتالیا روزهایِ خوشی را برایش به همراه نیاورد و حتی یک دقیقه هم برایِ تیم دلیو روسی بازی نکرد. گلیک به شدت نیاز به یافتنِ مربی‌ای داشت که بهش باور داشته باشد، اتفاقی که بالاخره در ژانویه‌یِ 2011 رخ داد.

ونتورا که در آن زمان با باری در انتهایِ جدول سریِ آ دست و پا می‌زد و تابستانِ قبلش بونوچی، جوانی که خودش از اینتر خریده بودش و فوتبالش را احیا کرده بود و ازش یکی از مستعدترین مدافعینِ ایتالیا را ساخته بود، را به یوونتوس فروخته بود، دنبال مدافعِ دیگری می‌گشت که جایِ او را پر کند. پس ونتورا گلیگ را به صورت قرضی از پالرمو به باری برد.

با اینکه دورانِ ونتورا و گلیک کنارِ هم در باری خیلی زود به پایان رسید و ونتورا در فوریه‌یِ همان سال این تیم را ترک کرد، اما بعد از سقوط باری به سریِ بی و پیوستنِ ونتورا به تورینو، گلیک هم برایِ همیشه سیسیل را ترک کرد و راهیِ شمال ایتالیا شد تا داستانِ شگفت‌انگیزش را بالاخره به نقطه‌یِ اوج برساند.

گلیک پنج سال در تورینیو بازی کرد، زیر نظر مربی‌ای که بهش ایمان داشت: «در زندگی‌ام بیش از هر کسی به ونتورا مدیونم. بازیکنی که الان هستم را او از من ساخت.» گلیک در جمعِ گراناتا کم کم بدل به یکی از مستحکم‌ترین مدافعینِ سری آ شد. هوادارانِ تورینیو عاشق گلیک شده بودند، به خصوص بعد از اینکه او پشنهادِ بوروسیا دورتموند، بایرن مونیخ و منچستر یونایتد را رد کرد. گلیک حتی در بعد هجومیِ تیمش هم تاثیرگذار بود و در فصلِ 2015-2014 در رقابت‌هایِ مختلف هشت گل برایِ تورینو زد. در نهایت محبوبیت و قدرتِ رهبریِ گلیک در تورینو تا جایی رسید که او بدل به اولین کاپیتانِ غیر ایتالیاییِ آن‌ها، از دهه‌یِ 1960 بدین سو شد.

گلیک که در تمام طول زندگی عادت به مبارزه با سختی‌هایِ پیش رویش داشت حتی اجازه نداد ضایعه‌یِ خط خوردنش از تیم ملی لهستان برایِ یورو 2012، تورنمنتی که در خاک کشور خودش برگزار می‌شد هم ضربه‌ای به پیشرفتش بزند. چهار سال بعد گلیک، کنار مایکل پازدان، یکی از بهترین خطوط دفاعیِ اروپا را ساختند و در پنج بازیِ یورو 2016 تنها دو بار تسلیم شدند.

بعد از درخشش در یورو 2016 و پیوستنِ ونتورا به تیم ملی ایتالیا برایِ جانشینیِ آنتونیو کونته، برایِ گلیک هم دیگر زمانِ ترک تورینو فرا رسید. موناکو در تابستانِ گذشته 11 میلیون یورو برایِ به خدمت گرفتن او به گراناتا پرداخت، انتقالی که باعث شد لئوناردو ژاردیم با اتکا به قدرتِ گلیک، رویکردِ تدافعی و محافظه‌کارانه‌یِ خودش را کنار بگذارد و از موناکو هجومی‌ترین و جذاب‌ترین تیم اروپا را بسازد.

موناکو به رهبریِ گلیک در قلبِ خط دفاعی، با حذفِ منچستر سیتی و پیروزیِ خارج از خانه مقابل دورتموند در بازی رفت حالا در آستانه‌یِ صعود به نیمه نهایی چمپیونز لیگ قرار دارد، جایی که احتمال دارد رویارویِ رئال مادرید قرار بگیرد، تیمی که دست رد به سینه‌یِ گلیکِ جوان زد.

این جدال احتمالی می‌تواند دایره‌یِ داستانِ شگفت‌انگیزِ گلیک را کامل کند. موناکو حالا حتی سناریویِ رویاییِ قهرمانی در چمپیونز لیگ را هم پیش رویش می‌بیند. و چرا که نه؟ همانطور که داستانِ گلیک نشان داده، با قدرت اراده و کاراکتر هر چیزی ممکن است.

۶    
آی اسپورت
2017-04-19 13:56:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر