فهرست
این قصه از سر تا ته پر از شگفتی است؛ فداکاری‌ها، نداری‌ها، بردباری‌ها. انگار که با یک قصه شاهِ پریانی طرفیم. قهرمان قصه می‌جنگد و می‌سازد؛ آجر روی آجر، خشت روی خشت، سرنوشتِ خود و #خواهرانش را می‌چیند و در آخر خوشبختی را مثل تمامِ قصه‌های شیرینِ سیندرلایی در آغوش می‌کشد. اما برگِ آخرِ این ماجرا از همه شگفت‌انگیزتر است؛ «بخشش». قهرمان پدر بی‌وفا را می بخشد تا خود و خواهران را از وزن کینه‌ و بغض‌ این سالیان خلاص کند. تا اینبار تکنیک «گائوبین توئی» را سبکبال‌تر اجرا کنند، زیرا وزنه‌های تردید و خشم از پایشان گشوده شده ‌است.
#خواهران_منصوریان
۶۲
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر