فهرست
این روزها همانند میلیون‌ها نفر، #عادل_فردوسی‌پور را به جرات یکی از مبارزان حقیقی با فساد در ورزش می‌دانم. از سحر و جادو گفت، از منصور عظیمی گفت، از قاچاق فرش گفت، شوالیه را به فرش کشاند، از مدیر بی کفایت پرسپولیس گفت، از فساد در لیگ های پایین گفت، از قلعه عقاب ها ‌و چشمان پسر قائمشهری گفت، از تبانی و رشوه تیم متمول لیگ برتری گفت، از فساد فدراسیون و طعنه به شهردار گفت، از ورود زنان به استادیوم گفت، از نقد تند به نمایندگان مجلس گفت، از سیاست در ورزش گفت، از ناصر حجازی و سیمین بهبهانی و استاد شجریان گفت. هم سایه مان آمد، گام به گام مان آمد.
بیاییم نقد به عادل فردوسی پور را در لابه لای احساسات بچگانه‌مان جای ندهیم، او را به بهانه های سخیف مواخذه نکنیم، از رنج‌های روانی مان فاصله بگیریم و عادل را همانطور که هست دوست داشته باشیم. یک انسان شریف، که یا بانگ تحریم آبی ها را می شنود یا اتهامات بی اساس ارتش سرخ مان را. اما واقعیت این است شرافت عادل فردوسی پور زمانی رنگ واقعیت به خود گرفت که پشت صندلی اش ایستاد و گفت «اگر این صندلی وفا داشته باشد همراه تان میمانم»، و همان هفته تمامی استادیوم های کشور با حمایت شان حجت را بر او تمام کردند. رک بگویم؛ آنهایی که عادل فردوسی پور را به بهانه های مضحک ترور شخصیت میکنند همان هایی هستند که تیتراژ برنامه اش را هم از دست نمی دهند.
۱۱۶ ۳۶
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر